
خیلی شلوغ بود و شوق خواندن دعای عرفه کمی و کاستی ها را می پوشاند . زیر آفتاب با حس و حالی وصف نشدنی ذکر یارب بر لبانشان جاری بود، از دل تا عرش خدا یک یارب فاصله بود .
از دنیایی بودن تا بندگی کردن...
از با خلق بودن تا با معبود بودن... خدایا، می گویند جهالت است و کعبه دل یتیم گرسنه است . درست است، اما ندیده اند که دعای خیر یتیم کعبه را روزی اش کرد. ندیده اند که بی پناه را پناه داده و کعبه روزی اش شده . جهالت است که ما برای دنیا خود جان دهیم اما آن در این دنیای پر تب و تاب پای بر نفس خویش گذاشته و سنت ابراهیم خلیل الله و پروردگارش را بجا آورده.
حاجی جان، حجکم مقبول...
تورفتی و گفتی که برای فرج باید آماده شد و مقدرات آمدن یوسف زهرا را آمده کرد . تو رفتی و با لباس احرامت فرش زیر پای او را مهیا کردی . تورفتی تا بگویی اتفاقی بزرگ نزدیک است، اتفاقی که هر سال ساده می گذریم . تو رفتی تا نظرها به اسلام و مسلمانان و اتفاقات اخیر خیره شود و بگویی غدیر امسال را با شکوهتر جشن بگیریم تا ولایت امیر المومنین علی (ع) را به عالم بار دیگر ثابت کنیم . از جهالت تا ولایتمداری یک غدیر فاصله دارد و ثابت کردی که که عرفه تا غدیر یک قدم است، به فاصله یک یا رب... اما ما چه کردیم...؟!
دلنوشته : امیـن مهـاجری
امين مهاجري...ما را در سایت امين مهاجري دنبال میکنید
برچسب: عرفه تا غدیر,از عرفه تا غدیر, نویسنده: بازدید: 185